خواجه نصير الدين الطوسي ( كوشش مصطفى بروجردى )

31

بازنگارى اساس الاقتباس ( فارسى )

البته برخى از مباحث اين فصل از علم منطق خارج است ، ولى به خاطر برخى مناسبت‌ها آن‌ها را استطرادا مطرح نموديم . و الله المستعان . فصل سوم : تقسيم الفاظ در يك تقسيم‌بندى كلى ، هر لفظى يا مفرد است يا مؤلّف . تعريف لفظ مفرد : لفظ مفرد لفظى است كه جزء لفظ بر جزء معنى دلالت نداشته باشد ، مانند لفظ « انسان » . زيرا اين‌گونه نيست كه مثلا « الف » انسان بر سر و گردن و « ن » آن بر دست و پا و . . . دلالت كند بلكه هر جزء از اجزاى لفظ انسان در اين حالت تركيبى - يعنى در حالت جزء بودن - اصلا بر هيچ چيزى دلالت نمىكند . تعريف لفظ مؤلف : لفظ مؤلف لفظى است كه جزئى از لفظ بر جزئى از معنى دلالت كند ، مانند « اين انسان » كه بر يك فرد از افراد انسان كه بدان اشاره شده دلالت مىكند . لفظ « اين » اسم اشاره است و لفظ « انسان » بر فرد خارجى دلالت مىكند . به لفظ مؤلف ، « قول » نيز گفته مىشود . چند نكته 1 - ممكن است لفظى به يك اعتبار لفظ مفرد باشد و به اعتبارى ديگر لفظ مؤلف . مثلا كلمهء « عبد اللّه » را اگر به عنوان علم شخصى در نظر بگيريم مفرد است ، زيرا اسماى اعلام فقط براى تعيين و اشارهء به مسمّا به كار مىروند ( و جزئى از اين لفظ بر جزئى از فرد خارجى دلالت نمىكند ) . اما اگر همين كلمه را به معنى بندهء خدا در نظر بگيريم ، مؤلف است . زيرا كلمهء عبد بر معنايى دلالت مىكند و كلمهء اللّه بر معنايى ديگر . گروهى اين‌چنين الفاظ مفردى را نيز مركّب خوانند . 2 - بايد توجه داشت كه معناى مركب به اصطلاح منطقى با اصطلاح علم نحو تفاوت دارد . زيرا در نحو مثلا كلمهء خمسة عشر را مركّب مىدانند ، اما در منطق آن را مؤلّف مىگويند . كلمهء عبد الله - به عنوان اسم علم - در نحو مؤلف ناميده شده و در منطق آن را مركب مىنامند . 3 - ممكن است حرفى همراه با لفظى بيايد و معنى آن لفظ به وسيلهء آن حرف زيادتر شود ، در اين صورت از ديدگاه منطقى آن حرف با آن لفظ ، مؤلف است مانند كلمهء